تبلیغات
مشت پولادین - مسوولیت انسان در برابر قرآن
 
نوشته شده توسط : آقا مهدی
مسوولیت انسان در برابر قرآن

نویسنده:نفیسه شرفى فر
منبع:روزنامه جوان
خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا دیگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پیشى گیرند.
در بخش اول این سخن به تعدادى از خطبه هاى نهج البلاغه كه در آن ها سخنان امیرالمومنین در باب قرآن بیان شده بود، پرداخته شد؛ در این بخش نیز سعى بر آن شده است به باقى سخنان حضرت در باب قرآن پرداخته شود:

ضرورت تاویل قرآن

ما افراد را داور قرار ندادیم، تنها قرآن را به حكمیت داورى انتخاب كردیم!
كه آنها ( خوارج) سرنیزه كرده و داورى آن را مى خواستند. این قرآن، خطى است نوشته شده كه میان دو جلد پنهان است، زبان ندارد تا سخن گوید و نیازمند به كسى است كه آن را ترجمه كند، و همانا انسان ها مى توانند از آن سخن گویند و هنگامى كه شامیان ما را دعوت كردند تا قرآن را در میان خویش داورگردانیم، ما گروهى نبودیم كه به كتاب خداى سبحان پشت كنیم، در حالى كه خداى بزرگ فرمود: اگر در چیزى خصومت كردید آن را به خدا و رسول بازگردانید. باز گرداندن آن به خداى این است كه كتاب او را به داورى بپذیریم و بازگرداندن به پیامبر (ص) این است كه سنت او را انتخاب كنیم، پس اگر از روى راستى به كتاب خدا داورى شود ما از دیگر مردمان به آن سزاوارتریم و اگر در برابر سنت پیامبر (ص) تسلیم باشند ما بدان اولى و برتریم. اما سخن شما كه چرا میان خود و آنان براى حكمیت ( داورى) مدت تعیین كردى؟ من این كار را كردم تا نادان خطاى خود را بشناسد و دانا بر عقیده خود استوار بماند و این كه شاید در این مدت آشتى و صلح، خدا كار امت را اصلاح كند و راه تحقیق و شناخت حق باز باشد، تا در جست وجوى حق شتاب نورزند و تسلیم اولین فكر گمراه كننده نگردند.

ارزش هاى اخلاقى و ویژگى هاى قرآن

گویا مى نگرم، همه از قبرها خارج شده به سوى منزلگاه آخرین در حركتند، هر خانه اى در بهشت به شخصى تعلق دارد كه نه دیگرى را مى پذیرند و نه از آنجا به جاى دیگر انتقال مى یابند. همانا امر به معروف و نهى از منكر دو صفت از اوصاف پروردگارند كه نه اجل را نزدیك مى كند و نه روزى را كاهش مى دهد. بر شما باد عمل كردن به قرآن، كه ریسمان محكم الهى و نور آشكار و درمانى سودمند است كه تشنگى را فرو نشاند، نگهدارنده كسى است كه به آن تمسك جوید و نجات دهنده آن كس است كه به آن چنگ آویزد، كجى ندارد تا راست شود و گرایش به باطل ندارد تا از آن بازگردانده شود، تكرار و شنیدن پیاپى آیات، كهنه اش نمى سازد و گوش از شنیدن آن خسته نمى شود.
كسى كه با قرآن سخن بگوید راست گفته و هر كس بدان عمل كند پیشتاز است: در اینجا مردى بلند شد و گفت: اى امیرالمومنین ما را از فتنه آگاه كن، آیا نسبت به فتنه، از پیامبر خدا (ص) سوال نفرموده اى؟ پاسخ داد:
آنگاه كه خداوند آیات ۱ و ۲ سوره عنكبوت را نازل كرد كه ( آیا مردم خیال مى كنند چون كه گفتند ایمان آوردیم، بدون آزمایش رها مى شوند؟)
دانستم كه تا پیامبر (ص) در میان ماست آزمایش نمى گردیم.
پرسیدم اى رسول خدا! این فتنه و آزمایش كدام است كه خدا شما را بدان آگاهى داده است؟ فرمود: اى على! پس از من امت اسلامى به فتنه و آزمون دچار مى گردند. گفتم اى رسول خدا مگر جز این است كه در روز احد كه گروهى از مسلمانان به شهادت رسیدند و شهادت نصیب من نشد و سخت بر من گران آمد، تو به من فرمودى: اى على! مژده باد تو را شهادت در پى تو خواهد آمد. پیامبر (ص) به من فرمود: همانا این بشارت تحقق مى پذیرد، در آن هنگام صبر تو چگونه است؟
گفتم این رسول خدا(ص) چنین موردى جاى صبر و شكیبایى نیست بلكه جاى مژده شنیدن و شكرگزارى است و پیامبر خدا (ص) فرمود: اى على! همانا این مردم به زودى با اموالشان دچار فتنه و آزمایش مى شوند و در دیندارى بر خدا منت مى گذارند، با این حال انتظار رحمت او را دارند و از قدرت و خشم خدا، خود را ایمن مى پندارند، حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس هاى غفلت زا حلال مى كنند، شراب را به بهانه این كه آب انگور است و رشوه را كه هدیه است و ربا را كه نوعى معامله است حلال مى شمارند!
گفتم اى رسول خدا در آن زمان مردم را در چه پایه بدانم؟ آیا در پایه ارتداد؟ یا فتنه و آزمایش؟ پاسخ فرمود: در پایه اى از فتنه و آزمایش. كتاب خدا، قرآن، در میان شما سخنگویى است كه هیچ گاه زبانش از حق گویى كند و خسته نمى شود و همواره گویاست؛ خانه اى است كه ستون هاى آن هرگز فرو نمى ریزد و صاحب عزتى است كه یارانش هرگز شكست ندارند.

طراوت قرآن

همانا طلوع كننده اى آشكار شد و درخشنده اى درخشید و آشكار شونده اى آشكار گردید آن كه از جاده حق منحرف شد به راه راست بازگشت، خداوند گروهى را به گروهى تبدیل و روزى را برابر روزى قرار داد و ما چونان مانده در خشكسالان كه در انتظار بارانند، انتظار چنین روزى را مى كشیدیم.
همانا امامان دین، از طرف خدا، تدبیركنندگان امور مردم و كارگزاران آگاه بندگانند، كسى به بهشت نمى رود جز آن كه آنان را شناخته و آنان او را بشناسند و كسى در جهنم سرنگون نگردد جز آن كه منكر آنان باشد و امامان دین هم وى را نپذیرند. همانا خداى متعال شما را به اسلام اختصاص داد و براى اسلام برگزید، زیرا اسلام نامى از سلامت است و فراهم كننده كرامت جامعه مى باشد، راه روشن آن را خدا برگزید و حجت هاى آن را روشن گردانید. قرآن ظاهرش علم و باطنش حكمت است، نوآورى هاى آن پایان نگیرد و شگفتى هایش تمام نمى شود. در اسلام بركات و خیرات چونان سرزمین هاى پرگیاه در اول بهاران فراوان است و چراغ هاى روشنى بخش تاریكى ها فراوان دارد، در نیكى ها جز با كلیدهاى اسلام باز نشود، تاریكى ها را جز با چراغ هاى آن روشنایى نمى توان بخشید، مرزهایش محفوظ و چراگاه هایش را خود نگهبان است، هر درمان خواهى را درمان، و هر بى نیازى طلبى را كافى است. و قرآن را بیاموزید، كه بهترین گفتار است و آن را نیك بفهمید كه بهار دل هاست. از نور آن شفا و بهبود خواهید كه شفاى سینه هاى بیمار است و قرآن را نیكو تلاوت كنید كه سودبخش ترین داستان هاست، زیرا عالمى كه به غیر علم خود عمل كند، چونان جاهل سرگردانى است كه از بیمارى نادانى شفا نخواهد گرفت، بلكه حجت بر او قوى تر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خدا سزاوارتر به نكوهش است.

غربت قرآن

روزگارى بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نشانى، از اسلام جز نامى، باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است.
مسجدنشینان و سازندگان بناهاى شكوهمند مساجد، بدترین مردم زمین مى باشند كه كانون هر فتنه و جایگاه هرگونه خطاكارى اند، هر كس از فتنه بركنار است او را به فتنه بازگردانند و هر كس كه از فتنه عقب مانده او را به فتنه ها كشانند كه خداى بزرگ فرماید:
«به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم كه انسان شكیبا در آن سرگردان ماند!» و چنین كرده است و ما از خدا مى خواهیم كه از لغزش غفلت ها درگذرد.

قرآن بیانگر خیر و شر

همانا خداوند بزرگ كتابى هدایت گر فرستاد، نیكى و بدى، خیر و شر را آشكارا در آن بیان فرمود. پس راه نیكى در پیش گیرید كه هدایت شوید و از شر و بدى پرهیز كنید تا در راه راست قرار بگیرید. واجبات! واجبات! در انجام واجبات كوتاهى نكنید تا شما را به بهشت رساند، همانا خداوند چیزهایى را حرام كرده كه شناخته نیست و چیزهایى را حلال كرده كه از عیب خالى است، در این میان حرمت مسلمان را به هر حرمتى برترى بخشید و حفظ حقوق مسلمانان را به وسیله اخلاص و توحید استوار كرد.

قرآن خواندن تقوا پیشگان

پرهیز كاران در شب برپا ایستاده، مشغول نمازند، قرآن را جز به جز و با تفكر و اندیشه مى خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى یابند: وقتى به آیه اى برسند كه تشویقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند و با جان پرشوق در آن خیره شوند و گمان مى برند كه نعمت هاى بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد و هرگاه به آیه اى مى رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى سپارند و گویا صداى بر هم خوردن شعله هاى آتش، در گوش شان طنین افكن است، پس قامت به شكل ركوع خم كرده، پیشانى و دست و پا برخاك مالیده و از خداى، آزادى خود را از جهنم مى طلبند.

مسوولیت انسان نسبت به قرآن

به ریسمان قرآن چنگ زن، از قرآن نصیحت پذیر، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارد، حقى را كه در زندگى گذشتگان بود، تصدیق كن و از حوادث گذشته تاریخ، براى آینده عبرت گیر كه حوادث روزگار با یكدیگر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش مى پیوندد و همه آن رفتنى است. نام خدا را بزرگ دار، جز به حق سخنى بر زبان نیاور؛ مرگ و جهان پس از مرگ را فراوان به یادآور، هرگز آرزوى مرگ مكن جز آن كه بدانى از نجات یافتگانى؛ از كارى كه تو را خشنود، عموم مسلمانان را ناخوشایند است بپرهیز، از هر كار پنهانى كه در آشكار شدنش شرم دارى پرهیز كن، از هر كارى كه از كننده آن پرسش كنند، نپذیرد یا عذرخواهى كند، دورى كن، آبروى خود را آماج تیر گفتار دیگران قرار نده، هرچه شنیدى بازگو مكن كه نشانه دروغگویى است و هر خبرى را دروغ مپندار كه نشانه نادانى است. خشم را فرو نشان، به هنگام قدرت ببخش و به هنگام خشم فروتن باش و در حكومت مدارا كن تا آینده خوبى داشته باشى، نعمت هایى كه خدا به تو بخشیده نیكودار و نعمت هایى كه در اختیار دارى تباه مكن و چنان باش كه خدا آثار نعمت هاى خود را در تو آشكارا بنگرد.

ارزش پیامبر در قرآن پیشگامان

خداوند پیامبر (ص) را هنگامى فرستاد كه پیامبران حضور نداشتند و امت ها در خواب غفلت بودند و رشته هاى دوستى و انسانیت از هم گسسته بود.سپس پیامبر (ص) به میان خلق آمد در حالى كه كتاب هاى پیامبران پیشین را تصدیق كرد و با نورى هدایتگر انسان ها شد كه همه باید از آن اطاعت نمایند و آن نور قرآن كریم است. از قرآن بخواهید تا سخن گوید كه هرگز سخن نمى گوید، اما من شما را از معارف آن خبر مى دهم، بدانید كه در قرآن علم آینده و حدیث روزگاران گذشته است، شفادهنده دردهاى شما و سامان دهنده امور فردى و اجتماعى شما است. همانا خداوند پیامبرى را با كتابى گویا و دستورى استوار برانگیخت. هلاك نشود جز كسى كه تبهكار است و بدانید كه بدعت ها به رنگ حق درآمده و هلاك كننده اند، مگر خداوند ما را از آنها حفظ فرماید و همانا حكومت الهى حافظ امور شماست، بنابراین زمام امور خود را بى آن كه نفاق ورزید یا كراهتى داشته باشید به دست امام خود سپارید. به خدا سوگند اگر در پیروى از حكومت و امام، اخلاص نداشته باشید، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت كه هرگز به شما باز نخواهد گردانید و در دست دیگران قرار خواهد داد.

ویژگى هاى قرآن واحكام اسلام

كتاب پروردگار میان شماست كه بیان كننده حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثل ها، مطلق و مقید و محكم و متشابه مى باشد، عبارات مجمل خود را تفسیر و نكات پیچیده خود را روشن مى كند؛ از واجباتى كه پیمان شناسایى آن را گرفت و مستحباتى كه آگاهى از آنها لازم نیست. قسمتى از احكام دینى در قرآن واجب شمرده شد كه ناسخ آن در سنت پیامبر (ص) آمده و بعضى از آن در سنت پیامبر (ص) واجب شده كه در كتاب خدا ترك آن مجاز بوده است؛ بعضى از واجبات، وقت محدودى داشته كه در آینده از بین رفته است. محرمات الهى از هم جدا مى باشند: برخى از آنها، گناهان بزرگ است كه وعده آتش دارد و بعضى كوچك كه وعده بخشش داده است، برخى از اعمال كه اندكش مقبول و در انجام بیشتر آن آزادند.

شناخت قرآن

این قرآن است كه با آن مى توانید راه حق را بنگرید و با آن سخن بگویید و به وسیله آن بشنوید. بعضى از قرآن از بعضى دیگر سخن مى گوید و برخى بر برخى دیگر گواهى مى دهد، آیاتش در شناساندن خدا اختلافى نداشته، كسى را كه همراهش شد از خدا جدا نمى سازد.
سوگند به خورشید و انوارش
قد افلح من زكیها
«كامیاب مى شود كشاورزى كه این بذر را رشد و نمو و پرورش بخشد.»
من حقیقى و نفسى كه در درون آدمى نهاده شده، همان است كه انسان را مسوول مى سازد؛ مسوول در برابر: پرورش، پاك كردن، بارور كردن و به ثمر رساندنش. اگر انسان ها قادر باشند كه به درستى نفس خود را پرورش دهند، آنگاه است كه به حقیقت مى رسند به كمال و به نور مطلق الهى؛ انسان در گرو شناختن نفس خود و درست پروراندن آن و رفع نواقص و ضعف هاى نفسانى خود قادر خواهد بود كه قدم در راهى گذارد كه آن راه مى تواند وى را به رستگارى، «قد افلح» برساند. رستگارى اى كه زاییده تلاش و كوشش و تحمل رنج و سختى هاى بى شمارى است. نفس انسان همچون بذرى است كه در وجودش نهاده شده و مسوولیت انسان و اختیار او در برابر پرورش و به ثمر رساندن همین بذر است كه معنا پیدا مى كند. انسان مانند كشاورزى است كه مسوول پروراندن بذر خویشتن است؛ همان نفسى كه مى تواند وى را به متعالى ترین درجات برساند و اگر درست شناخته نشود و شكوفا نگردد، آدمى را به نازل ترین و بدترین درجات مى كشاند. سپس انسان مسوول است كه با آگاهى و شعور این بذر را بپروراند و از تمامى رنج ها و سختى هایى كه در این راه بر وى هموار مى شود، استقبال كند تا به فلاح و رستگارى بزرگ برسد، به شایستگى داشتن مقام «خلیفه الهى!»
انسان در سایه رسیدن به ما شدن است كه مى تواند از من دروغین كه زاییده من بودن، غرور و خودخواهى است وا رهد و به آن مایى برسد كه كمال مطلق در آن جایگاه است و این مهم میسر نمى شود مگر این كه انسان نفس خویش را بشناسد و براى رسیدن به نور الهى، به پرورش آن بپردازد و سر از دنیاى سكون و بطالت و كاهلى برون كند و در سایه آفتاب دانش و وحى الهى قرآن، به شناخت خویشتن خویش بپردازد.


تاریخ انتشار : شنبه 4 خرداد 1392 | نظرات ()
 

مشت پولادین